چشمهی زندگانی
در خطر نابودی
فرازی از رشتهکوه زاگرُس، ناحیهای است که «اورامان» نام دارد؛ با طبیعتی چشمنواز و کوههایی بلند و سرکش که، به تعبیر شاعر بزرگ کُرد (گوران)، آسمان لاجوردی را در آغوش کشیدهاند. این کوههای وحشی و مغرور را شاهو میگویند و برفچالهای پاکش را، همهی زاگروسنشینان و همسایگانشان میشناسند.
در جایی از اوج این زیباییها، چشمهای چنان میجوشد که بیننده را در لحظات نخست، به سکوتِ حیرت وامیدارد. رودی بس بزرگ که دل کوه را شکافته و با غرّشی پُر اُبهت، بیرون میزند؛ آبش، در لیست خوشگوارترین و پاکترین آبهای جهان: چشمهی «بل».*
قدیمیتر ها میگویند: این آب فرشتهای دارد که تشنگان و رهگذرانی را که از آن مینوشند، تندرستی و نوعدوستی می بخشد. عجبا که چندصد متر بالاتر از این چشمه، در روستایی به غایت زیبا به نام «هَجیج»، بارگاهیست، زیارتگاه شیعه و سنّی! زائران، نخست در چشمهی خروشان «بل»، سر و صورتی می شویند و آبی مینوشند؛ سپس به «هجیج» میروند و فارغ از این دنیای پر آشوب، یکی از روحنوازترین صحنههای دوستی و یکدلی را به نمایش میگذارند. این همه، موجب شدهاست که مردم، «بل» را چشمهی زندگانی و آبش را، که سیرخوردن ندارد، آب مهربانی میگویند.
و اینک خبری تکان دهنده: با احداث سدّی بر روی رودخانهی «سیروان»، چشمهی «بل» غرق میشود!
راستی چرا؟ آیا برنامهریزان و طراحان پروژه، این منبع سرشار برکت را ندیدهاند و حس و حال مردم آن سامان و دور و برش تا دوردست ها را، نسبت به آن نمیدانند؟! یا نه، از کنارش بی اعتنا گذشتهاند؟
درست است که تاکنون نتوانستهایم از این سخاوت بی دریغ خلقت و ویژگی منحصر بفرد طبیعت در آن سامان، چنان که شایسته است، بهرهمند شویم؛ اما این غایت ناسپاسی نیست که بهجای برنامهریزی در جهت جبران مافات، تصمیم به امحای آن بگیریم؟ بهعلاوه، اگر ما کفایت لازم برای استفاده از این نعمت را نداریم، چگونه به خود اجازه میدهیم که نسلهای آینده را هم محروم کنیم؟
شاید اگر بنشینیم و محاسبه کنیم که برای احداث جادهی مناسب، امکانات کافیِ اقامتی و تفریحی چه مقدار هزینه لازم است و با بودجهای که به احداث سد داریان اختصاص یافته است، در قیاس بگذاریم، به این نتیجه برسیم که با هزینهی بهمراتب کمتر، بهرهوری بیشتری خواهیم داشت. دستکاری طبیعت و تخریب زیستمحیطی هم به جای خود.
آیا تا کنون در این نکته اندیشه کردهایم که با قدری همّت، بهشت طبیعیِ دل زاگرُس، چه تفریحگاه ارزندهای برای همهی مردم، از جمله خارجیان خواهد شد و روحیهی جمعی و اقتصاد آن مردم فقیر را تا چه اندازه متحول خواهد کرد؟
اما چارهی سدّ داریان هم چندان ناچار نیست. نخست یادآوری کنم که در همین ده ـ بیست سال اخیر کم نبودهاند پروژههایی که ابتدا زمان بسیار و هزینههای نجومی صرفشان شدهاست و سپس تصحیح و یا حتّی متوقف شدهاند؛ از جمله در همین کار آبرسانی و سدسازی، بشماریم:
1- احداث تونلهای دسترسی و ورودی طرح انتقال آب رودخانهی دز، به قُمرود؛ که پس از حدود 20 میلیارد تومان هزینه، با تغییر مسیر تونل ، این تونلها نیمهکاره و بلا استفاده رها شدند.
2- طرح کارون 4، انحراف رودخانهی مُنج وسیلهی کانال، که پس از 12 میلیارد تومان هزینه، پروژهی احداث کانال جای خود را به حفر تونل داد.
3- کاهش ارتفاع سد اُستور میانه، با پرداخت 23 میلیارد تومان خسارت به پیمانکار.
4- سد شورَک در خراسان شمالی، با 12 میلیارد هزینه؛ که پس از 5 سال هیچ آبی پشت آن جمع نشد و با هزینهای در همین حدود، آب از جای دیگر آوردند!
و ...
راه حل مشکلِ سد داریان، تغییر مکان سد است به پایینتر و یا بالاتر ؛ جایی که اولاً لطمهای به چشمهی «بل» وارد نکند و در ثانی اگر روزگاری بخواهد کاری شایسته در آنجا انجام گیرد و مجتمعی برپا گردد، آب و تاسیسات سد مانع آن نشود.
کوتاه سخن آنکه: بنده تصوّر می کنم در نهایت مردم جلو این فاجعه را خواهند گرفت؛ پس چه بهتر هماکنون، پیش از بروز انواع مشکلات و بار آمدن همهگونه خسارات، علاج واقعه کنیم.
با احترام: ماجد مردوخ روحانی
شهریور ماه 1389